
آبادان خبر _ احمد امیری، شاعر و نویسنده و مؤلف مجموعه شعر «سکوت»، در گفتوگو با خبرنگار نشریه برکه گفت: با بررسی نسبت میان اندیشه صدرایی معاصر و تحولات شعر دهه ۶۰ و پس از آن، معتقد است این رابطه را نباید به تأثیر مستقیم و یکسویه تقلیل داد، بلکه باید آن را در چارچوب یک فرایند فرهنگی و گفتمانی دید که در آن اندیشه، فرهنگ، شعر و رسانه در تعامل با یکدیگر قرار گرفتند و مفاهیمی همچون معنویت، اختیار، مسئولیت، عدالت، آزادی و تعالی انسان به فضای عمومی جامعه راه یافتند.
این شاعر خاطرنشان کرد: شعر دهه ۶۰ را نمیتوان تنها در چارچوب تحولات ادبی و زیباییشناختی آن دوره بررسی کرد. این دوره همزمان با شکلگیری فضای فکری و ارزشی تازهای در جامعه ایران بود؛ فضایی که در آن مفاهیمی مانند معنویت، اختیار، مسئولیت، عدالت، آزادی و تعالی انسان حضوری پررنگ پیدا کردند و بهتدریج از محدوده مباحث تخصصی فلسفی و دینی فراتر رفتند و در عرصه فرهنگ و هنر نیز بازتاب یافتند.
نویسنده «پنج مقاله از حکمت هنر اسلامی» افزود: در بررسی این دوره بر اهمیت زمینه فکری و فرهنگی شکلگرفته در آن سالها تأکید میکند و معتقد است برای فهم بخشی از تحولات شعر دهه ۶۰ و دهههای پس از آن، باید مجموعهای از عوامل فکری، فرهنگی، اجتماعی و رسانهای را همزمان مورد توجه قرار داد.
به گفته امیری، اندیشه صدرایی معاصر در کنار دیگر جریانهای فکری و دینی، در صورتبندی و تبیین بخشی از مفاهیم مرتبط با انسان، معنویت، اختیار، مسئولیت و تعالی نقش داشت.
او با بیان اینکه نمیتوان این جریان فلسفی را علت یگانه تحولات فرهنگی و ادبی این دوره دانست، افزود: از این منظر، نسبت میان اندیشه صدرایی معاصر و شعر را باید با احتیاط و دقت بیشتری بررسی کرد.
به باور مؤلف کتاب «نقدنامه هنر و ادبیات»، همه شاعرانی که در دهه ۶۰ و پس از آن به مضامینی مانند آزادی، مسئولیت، معنویت یا تعالی انسان پرداختند، الزاماً تحت تأثیر مستقیم یک دستگاه فلسفی یا متفکر خاص قرار نداشتند.
این شاعر ادامه داد: در بسیاری از موارد، ممکن است یک شاعر بدون آنکه ارتباط مستقیمی با یک نظام فلسفی داشته باشد، در همان فضای فرهنگی و تاریخی، مفاهیمی را در اثر خود بازتاب دهد که با مبانی یک جریان فکری همخوانی دارند.
امیری که میان تأثیر مستقیم و زمینه فکری مشترک تمایز قائل نیست، اظهار کرد: برای تحلیل دقیق شعر این دوره، مفهوم دوم میتواند توضیحدهندهتر باشد؛ زیرا جریانهای فکری مختلف در یک بستر تاریخی مشترک شکل گرفتند و ممکن است بدون ارتباط مستقیم، در برخی مفاهیم و دغدغههای انسانی و اجتماعی با یکدیگر همپوشانی پیدا کنند.
او گفت: یکی از نکات مهم در این تحلیل، توجه به جایگاه اجتماعی و رسانهای شعر در دهه ۶۰ است. شعر و سرود در آن دوره تنها ابزار بیان هنری نبودند، بلکه به واسطه حضور گسترده در رادیو، تلویزیون، مراسم عمومی، مناسبتهای فرهنگی و فضای اجتماعی، نقش یک رسانه مؤثر را نیز ایفا میکردند.
امیری بیان کرد: همین موقعیت به شعر امکان میداد مفاهیمی را که در متون فلسفی، دینی و نظری با زبانی تخصصی مطرح میشدند، در قالبی عاطفی، تصویری و قابل دریافت برای مخاطب عمومی بازتاب دهد.
نویسنده «پنج مقاله از حکمت هنر اسلامی» با ذکر اینکه شعر میتوانست نقش واسطهای میان اندیشه و جامعه ایفا کند؛ واسطهای که مفاهیم انتزاعی را به زبان احساس، تصویر و تجربه انسانی نزدیک میکرد، بیان کرد: از این منظر، رسانه نیز صرفاً وسیلهای برای انتشار شعر نبود، بلکه در گسترش و تثبیت برخی مضامین فرهنگی نقش داشت.
او یادآوری کرد: هنگامی که شعر و سرود از طریق رادیو، تلویزیون و مراسم عمومی بهصورت گسترده بازتولید میشدند، مضامین موجود در آنها نیز امکان حضور بیشتر در حافظه و فرهنگ عمومی جامعه پیدا میکردند.
از دید این نویسنده، بررسی این روند نشان میدهد که میان اندیشه، فرهنگ، ادبیات و رسانه نوعی ارتباط متقابل شکل گرفته بود. اندیشههای فلسفی و دینی میتوانستند بر فضای فرهنگی اثر بگذارند، فضای فرهنگی زمینه تولید ادبی را فراهم میکرد و رسانه نیز با گسترش آثار ادبی، بخشی از این مضامین را به مخاطبان گستردهتری منتقل میکرد.
امیری ابراز کرد: در چنین شرایطی، مفاهیمی مانند آزادی، اختیار، مسئولیت، عدالت، معنویت و تعالی انسان میتوانستند از سطح بحثهای نظری عبور کنند و در قالب شعر و سرود، به بخشی از زبان فرهنگی جامعه تبدیل شوند.




