
آبادان خبر _ هشت روز از آغاز جنگ رمضان گذشت. طبق محاسبات اتاقهای جنگ تلآویو و واشنگتن، امروز باید روز رژه پیروزی آنها میبود. اما واقعیت میدان چیست؟ مرزها استوارند و زندگی در شهرها جریان دارد. دشمنی که با رویای «جنگ برقآسا» آمده بود، حالا در باتلاق «جنگ فرسایشی» گرفتار شده است.
درست در همین نقطه است که استراتژی جنگ تغییر میکند. وقتی موشکهای چند میلیون دلاری به سد پدافند ایران میخورند و ناکام میمانند، دشمن ارزانترین و در دسترسترین سلاح خود را بهکار میگیرد: جنگ روانی.
چرا دشمن به شایعه پناه برده است؟
این روزها اگر موبایل خود را باز کنید، با سیلی از اخبار نگرانکننده مواجه میشوید: «قحطی در راه است»، «فلان شهر سقوط کرد»، «مسئولین فرار کردند». اما بگذارید این اخبار را رمزگشایی کنیم. در دکترین نظامی، ارتشی که در میدان پیروز است، نیازی به دروغ ندارد؛ او تصویر پیروزیاش را نشان میدهد. ارتشی به شایعه و بزرگنمایی پناه میبرد که در میدان واقعی، حرفی برای گفتن ندارد.
این هیاهوی رسانهای و پمپاژ جنگ روانی دشمن، نشانه «قدرت» آنها نیست؛ بلکه صدای «شکستن استخوانهای استراتژی» آنهاست. آنها میخواهند وحشتی را که خلبانانشان در آسمان ایران تجربه کردهاند، به خانههای شما منتقل کنند.
امروز، خط مقدم از مرزهای جغرافیایی به مرزهای ذهنی ما منتقل شده است. هدف شایعات، تخریب ساختمانها نیست؛ هدف، تخریب «امید» و «اعتماد» ماست. دشمن میداند که نمیتواند از سد موشکهای ما عبور کند، پس میخواهد از سد «اراده» ما عبور کند. آنها میخواهند ما را بترسانند تا خودمان کشور را از درون فلج کنیم.
پادزهر چیست؟
در این نبرد، هر شهروند یک افسر پدافند است. چگونه؟
هر خبری را باور نکنید: منبع خبر کجاست؟ آیا عکسها متعلق به همین جنگ است یا آرشیوی از جنگهای دیگر؟
ناقل ویروس نباشید: خبری که فقط ترس ایجاد میکند و منبع رسمی ندارد را بازنشر نکنید. بازنشر شایعه، کمتر از دادن گرایِ بمباران به دشمن نیست.
به چشمان خود اعتماد کنید: به خیابان بروید و ببینید که زندگی جریان دارد. واقعیت، آن چیزی است که میبینید، نه آن چیزی که در کانالهای مجهولالهویه میخوانید.
ما در روز هشتم، پیروز میدان نظامی هستیم. حالا نوبت ماست که در میدان جنگ شناختی نیز پیروز شویم. هر بار که شایعهای دیدید، لبخند بزنید و بدانید که این، صدای عجز دشمنی است که در میدان واقعی، حریف دلاوران ایران نشده است.


